اهميت كمتري داشتند: اصطفن سرقسطي و پدروي گاليسي1. اصطفن يكي از آثار طبي ابن جَزّار را به نام كتاب اعتماد، ترجمه كرد. پدرو
كتابالحيوان ارسطو را از روي يك گزيدهٴ عربي، با استفاده از ترجمهٴ قبلي مايكل اسكات، ترجمه كرد؛ همچنين به ترجمهٴ رسالهاي در باب تدبير منزل، كه احتمالاً همان رسالهٴ منسوب به جالينوس است، همت گمارد.
ايتالياييان حتي از اسپانياييان هم كمتر درخور توجه بودند. ساليوي پادوايي رسالههايي را در اخترگويي ترجمه كرده؛ ويليام (گيوم) لونيسي از اهالي ناپل به ترجمهٴ برخي شرحهاي ابن رشد بر ارغنون و كتابي در جبر پرداخت.
برخلاف اصطفن انطاكي، مترجم بزرگ آثار طبي (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)، كه در واقع از مردم پيزا بود، تئودوريك انطاكي و فيليپ طرابلسي اصلاً سرياني بودند. گويند تئودوريك از مسيحيان يعقوبي بود: وي بهخدمت فردريك دوم درآمد، و رسالهاي در باب بازداري و منتخباتي را دربارهٴ پزشكي از سرّالاسرار براي او ترجمه كرد. فيليپ به ترجمهٴ تمام آن كتاب پرداخت. انتقال
سرّالاسرار به جهان لاتيني جالب است. ولي بيشتر از ديدگاه نژادشناسي، نه علمي.
2. از عربي به عبري. يوسف قِمْحي و يهودا بن تبّون، مترجمان يهودي نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم، فقط به آثار يهودي علاقهمند بودند؛ ولي در سدهٴ سيزدهم، كه عصر زرين ترجمههاي عربي به عبري بود، وضع كاملاً عوض شد.
مترجمان نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، همچنان كه ميتوان انتظار داشت، همگي غربي بودند. دو تن از آنان، يعني يهودا بن سليمان حرزي و سليمان بن ايوب، در اسپانيا زاده شدند، ولي دومي بخش عمدهٴ عمرش را در بزيه [در جنوب فرانسه] گذراند. حرزي
علمالاخلاق و سياست مدن ارسطو، دو رسالهٴ جالينوس (يا منسوب به جالينوس)، كلامالحكما، دلالةالحائرين
و شرح مشنه ابن ميمون، و بالاخره رسالهاي را در باب بيماريهاي زنان از معاصر مهتر خويش ششت بنونيست (وفات: 1209) ترجمه كرد. فعاليت سليمان بيشتر به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم مربوط ميشود، ولي مقارن سال 1240، هم كتاب احكام ابن ميمون را ترجمه كرده بود.
تنها يك مترجم كاتالاني وجود داشت كه بدون اين كه در زمرهٴ بزرگترين مترجمان باشد بيشك از جملهٴ معتبرترين آنها بود. ابراهيم بن سمويل بن حسدي كه در بارسلون برآمد، يكي از رسالههاي اخلاقي غزالي، دو رسالهٴ ابن ميمون، داستان برلعام و يوذاسف، و دو اثر جالب را كه اصل عربي هر دو گم شده است، ترجمه كرد، و اين دو عبارت بودند از كتاب التفاح منسوب به ارسطو و كتابي دربارهٴ عناصر منسوب به اسحاق اسرائيلي.
مهمترين كار در پرونس و در لانگدوك انجام گرفت، مثلاً در جاهايي مثل بزيه، لونل، و